فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قبید بادام

تأییدنشده

die Zimperliese جمع: die Zimperliesen اسم

اسم

  • قبید بادامقُبِیدِ بادامتأییدنشده

دستور زبانِ Zimperliese

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Zimperliese
جمع
die Zimperliesen
تلفظ
[ˈt͡sɪmpɐˌliːzə]
همهٔ صورت‌ها
  • Zimperlieseحالت نهادی، مفرد
  • Zimperliesenحالت نهادی، جمع
  • Zimperlieseحالت اضافی، مفرد
  • Zimperliesenحالت اضافی، جمع
  • Zimperlieseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Zimperliesenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Zimperlieseحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Zimperliesenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها