فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گیاه زینتی

تأییدنشده

die Zierpflanze جمع: die Zierpflanzen اسم

اسم

  • گیاه زینتیتأییدنشده

دستور زبانِ Zierpflanze

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Zierpflanze
جمع
die Zierpflanzen
تلفظ
[ˈt͡siːɐ̯ˌp͡flant͡sə]
همهٔ صورت‌ها
  • Zierpflanzeحالت نهادی، مفرد
  • Zierpflanzenحالت نهادی، جمع
  • Zierpflanzeحالت اضافی، مفرد
  • Zierpflanzenحالت اضافی، جمع
  • Zierpflanzeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Zierpflanzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Zierpflanzeحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Zierpflanzenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها