فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بزبان

der Ziegenhirte جمع: die Ziegenhirten اسم

اسم

  • بزبان(person who herds, tends goats)(Person, die eine Ziegenherde hütet)

دستور زبانِ Ziegenhirte

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ziegenhirten
جمع
die Ziegenhirten
تلفظ
[ˈt͡siːɡn̩ˌhɪʁtə]
همهٔ صورت‌ها
  • Ziegenhirteحالت نهادی، مفرد
  • Ziegenhirtenحالت نهادی، جمع
  • Ziegenhirtenحالت اضافی، مفرد
  • Ziegenhirtenحالت اضافی، جمع
  • Ziegenhirtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Ziegenhirtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ziegenhirtenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Ziegenhirtenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها