فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بزبان

تأییدنشده

der Ziegenhirt جمع: die Ziegenhirten اسم

اسم

  • بزبان(person who herds, tends goats)تأییدنشده

دستور زبانِ Ziegenhirt

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ziegenhirten
جمع
die Ziegenhirten
همهٔ صورت‌ها
  • Ziegenhirtenحالت اضافی
  • Ziegenhirtenجمع
  • Ziegenhirtenمعرفه، حالت نهادی، جمع
  • Ziegenhirtenحالت اضافی، مفرد
  • Ziegenhirtenمعرفه، حالت اضافی، جمع
  • Ziegenhirtenحالت مفعولی غیرمستقیم، معرفه، جمع
  • Ziegenhirtenحالت مفعولی مستقیم، معرفه، جمع
منابع و ارجاع‌ها