فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فروپاشی

forupâši[fo.ɹuː.pʰɒː.ʃíː]

der Zerfall جمع: die Zerfälle اسم

اسم

  • فروپاشیforupâšiفُرو پاشی[fo.ɹuː.pʰɒː.ʃíː]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تجزیهtajziyeتَجزیه[t̪ʰæd͡ʒ.zi.jé]تأییدنشده
  • گسیختگیتأییدنشده

دستور زبانِ Zerfall

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Zerfalls, des Zerfalles
جمع
die Zerfälle
تلفظ
[t͡sɛɐ̯ˈfal]
همهٔ صورت‌ها
  • Zerfälleحالت نهادی، جمع
  • Zerfallsحالت اضافی، مفرد
  • Zerfallesحالت اضافی، مفرد
  • Zerfälleحالت اضافی، جمع
  • Zerfalleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Zerfällenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Zerfälleحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها