زمان
zamân[zæ.mɒ́ːn]
die Zeit
- جمع:
- die Zeiten
- حالت اضافی:
- der Zeit
۱Vergeude keine Zeit!
زمان را تلف نکن.
اسم
- زمان
- وقت
- دوره
- زمانه
- عصر
- هنگام
- گاه
- موقع
- دوران
- عهد
- دوران خدمت
- زمان روز
- زمان کار یا انجاموظیفه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ساعت
- تایم
دستور زبانِ Zeit
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Zeit
- جمع
- die Zeiten
- تلفظ
- [t͡saɪ̯t]
همهٔ صورتها
- Zeit
- Zeiten
- Zeit
- Zeiten
- Zeit
- Zeiten
- Zeit
- Zeiten
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Ich habe keine Zeit, mich zu beeilen.
وقت ندارم عجله کنم.
۳Es wird Zeit, dass ich aufhöre.
الان زمان آن است که بس کنم.
۴Vergeude keine Zeit!
زمان را هدر نده!
۵Es ist an der Zeit ins Bettchen zu gehen.
وقت رفتن به تختخواب است.
۶Wenn du Zeit hast, begleite mich.
اگر وقت داری، مرا همراهی کن.
۷Wir haben keine Zeit! Darum langsam!
ما زمان نداریم! برای همین آهسته!
۸Nichts ist mehr wert als Zeit.
هیچ چیز به ارزش زمان نیست.
۹Gute Ideen kommen oft in schlechten Zeiten.
فکرهای خوب اغلب در بدترین زمانها میآیند.
۱۰Die Zeit ist die Todesursache Nummer eins.
زمان علت مرگ شمارهٔ یک است.
۱۱Rentner haben nie Zeit.
بازنشتگان هرگز وقت ندارند.