جادو
jâdu[d͡ʒɒː.d̪úː]
اسم
- جادو
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جادویی
دستور زبانِ Zauber
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Zaubers
- جمع
- die Zauber
- تلفظ
- [ˈt͡saʊ̯bɐ]
همهٔ صورتها
- Zaubers
- Zaubern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Der Zauber der ersten Liebe liegt in der Unwissenheit, dass sie jemals enden könne.
جادوی عشق اول در ناخودآگاه قرار دارد که هرگز نمیتواند خاتمه یابد.
Die Prinzessin wurde von dem Zauber erlöst.
شاهزاده از افسون رها شد.