فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توپی

تأییدنشده

der Zapfen جمع: die Zapfen اسم

اسم

  • توپیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پینتأییدنشده
  • شیرšir[ʃiːɹ](an exposed plumbing fitting; a tap or spigot; a regulator for controlling the flow of a liquid from a reservoir)تأییدنشده
  • استروبیلوستأییدنشده
  • زبانهٔ چوبتأییدنشده
  • مورتیس و تنونتأییدنشده
  • یاختهٔ مخروطیتأییدنشده
  • مخروطمَخروط(fruit of conifers)تأییدنشده
  • چلغوزهčelġuze[t͡ʃʰel.ɢuː.ze](fruit of conifers)تأییدنشده
  • گلوژ(fruit of conifers)تأییدنشده

دستور زبانِ Zapfen

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Zapfens
جمع
die Zapfen
تلفظ
[ˈt͡sap͡fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Zapfenحالت نهادی، مفرد
  • Zapfenحالت نهادی، جمع
  • Zapfensحالت اضافی، مفرد
  • Zapfenحالت اضافی، جمع
  • Zapfenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Zapfenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Zapfenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Zapfenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

die Bretter haben Zapfen

تخته ها زبانه دارند

منابع و ارجاع‌ها