فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چرخدنده

das Zahnrad جمع: die Zahnräder اسم

اسم

  • چرخدندهچَرخ دَنده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دندانهٔ چرخدَندانهٔ چَرختأییدنشده
  • چرخ دندانه دارچَرخِ دَندانه دارتأییدنشده

دستور زبانِ Zahnrad

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Zahnrades, des Zahnrads
جمع
die Zahnräder
تلفظ
[ˈt͡saːnˌʁaːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Zahnräderحالت نهادی، جمع
  • Zahnradesحالت اضافی، مفرد
  • Zahnradsحالت اضافی، مفرد
  • Zahnräderحالت اضافی، جمع
  • Zahnradeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Zahnrädernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Zahnräderحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها