فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گزنوتیم

تأییدنشده

der Xenotim جمع: die Xenotime اسم

اسم

  • گزنوتیمتأییدنشده

دستور زبانِ Xenotim

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Xenotims
جمع
die Xenotime
تلفظ
[ksenoˈtiːm]
همهٔ صورت‌ها
  • Xenotimeحالت نهادی، جمع
  • Xenotimsحالت اضافی، مفرد
  • Xenotimeحالت اضافی، جمع
  • Xenotimenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Xenotimeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها