فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زنوگلاسی

die Xenoglossie جمع: die Xenoglossien اسم

اسم

  • زنوگلاسی(knowledge of a language one has never learned)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بیگانهگوییتأییدنشده

دستور زبانِ Xenoglossie

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Xenoglossie
جمع
die Xenoglossien
تلفظ
[ksenoɡlɔˈsiː]
همهٔ صورت‌ها
  • Xenoglossieحالت نهادی، مفرد
  • Xenoglossienحالت نهادی، جمع
  • Xenoglossieحالت اضافی، مفرد
  • Xenoglossienحالت اضافی، جمع
  • Xenoglossieحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Xenoglossienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Xenoglossieحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Xenoglossienحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها