فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

روز کاری

تأییدنشده

der Wochentag جمع: die Wochentage اسم

اسم

  • روز کاری(day of the week, excluding weekends)تأییدنشده

دستور زبانِ Wochentag

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Wochentags, des Wochentages
جمع
die Wochentage
تلفظ
[ˈvɔxn̩ˌtaːk]
همهٔ صورت‌ها
  • Wochentagحالت نهادی، مفرد
  • Wochentageحالت نهادی، جمع
  • Wochentagsحالت اضافی، مفرد
  • Wochentagesحالت اضافی، مفرد
  • Wochentageحالت اضافی، جمع
  • Wochentagحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Wochentageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Wochentagenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Wochentagحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Wochentageحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

An Wochentagen ist sie immer beschäftigt.

او در طول هفته همیشه گرفتار است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: GaryGaryGary (de #9749238), cojiluc (fa #9859976), tatoeba.org
منابع و مجوزها