روز کاری
تأییدنشده
der Wochentag جمع: die Wochentage اسم
اسم
- روز کاری(day of the week, excluding weekends)تأییدنشده
دستور زبانِ Wochentag
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Wochentags, des Wochentages
- جمع
- die Wochentage
- تلفظ
- [ˈvɔxn̩ˌtaːk]
همهٔ صورتها
- Wochentagحالت نهادی، مفرد
- Wochentageحالت نهادی، جمع
- Wochentagsحالت اضافی، مفرد
- Wochentagesحالت اضافی، مفرد
- Wochentageحالت اضافی، جمع
- Wochentagحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Wochentageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Wochentagenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Wochentagحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Wochentageحالت مفعولی مستقیم، جمع
مثالها
An Wochentagen ist sie immer beschäftigt.
او در طول هفته همیشه گرفتار است.
منابع و ارجاعها
- ۱: GaryGaryGary (de #9749238), cojiluc (fa #9859976), tatoeba.org
منابع و مجوزها