فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بازده

تأییدنشده

der Wirkungsgrad جمع: die Wirkungsgrade اسم

اسم

  • بازدهبازدِهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • راندمانراندِمانتأییدنشده
  • کارائیتأییدنشده
  • بازده تبدیل انرژیتأییدنشده

دستور زبانِ Wirkungsgrad

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Wirkungsgrades, des Wirkungsgrads
جمع
die Wirkungsgrade
تلفظ
[ˈvɪʁkʊŋsˌɡʁaːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Wirkungsgradحالت نهادی، مفرد
  • Wirkungsgradeحالت نهادی، جمع
  • Wirkungsgradesحالت اضافی، مفرد
  • Wirkungsgradsحالت اضافی، مفرد
  • Wirkungsgradeحالت اضافی، جمع
  • Wirkungsgradحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Wirkungsgradeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Wirkungsgradenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Wirkungsgradحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Wirkungsgradeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها