تأثیر
ta'sir[t̪ʰæʔ.síːɹ]
اسم
- تأثیر
- اثر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- عملکرد
- کنش
- هنایش
دستور زبانِ Wirkung
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Wirkung
- جمع
- die Wirkungen
- تلفظ
- [ˈvɪʁkʊŋ]
همهٔ صورتها
- Wirkungen
- Wirkungen
- Wirkungen
- Wirkungen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Es gibt keine Wirkung ohne Ursache.
هیچ معلولی بدون علت نیست.
Wenn das Medikament keine Wirkung hat, sollten wir vielleicht die Dosis erhöhen.
هنگامی که دارو هیچ اثری ندارد، احتمالا باید دز آن افزایش دهیم.
Wer die Ursache nicht kennt, nennt die Wirkung Zufall.
کسی که علت را نمیشناسد، معلول را تصادف میخواند.
Kleine Ursachen haben oft große Wirkungen.
عوامل کوچک اغلب اثرهای بزرگ دارند.
etwas, was seine Wirkung erzielt
چیزی کار خودش را می کنند
das wirkt sehr auf ihn, zeigt Wirkung
بر او کارگر می افتد
die Waffe zeigt keine Wirkung
اسلحه بر او کارگر نیست
kleine Ursache, grosse Wirkung
قطره قطره جمع شود وانگهی دریا شود
seine Wirkung testen
شم عملش را می آزماید
die Arznei zeigt keine Wirkung
دارو اثر نمی کند