مهد
mahd[mæɦd̪̥]
اسم
- مهد
- گهواره
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گہواره
- ننو
- گازه
دستور زبانِ Wiege
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Wiege
- جمع
- die Wiegen
- تلفظ
- [ˈviːɡə]
همهٔ صورتها
- Wiegen
- Wiegen
- Wiegen
- Wiegen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich war ein Kind, ich erinnere mich, meine Mutter schaukelte mich in der Wiege.
من بچه بودم، به یاد میآورم مادرم مرا در گهواره میجنبانید.
Fragen sind die Wiege der Weisheit.
سوالات گهوارهٔ دانایی هستند.
Eine Sprache erlernt man nicht in der Wiege.
یک زبان در گهواره یاد گرفته نمیشود.
die Wiege der Menschheit
مهد بشریت