فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دست از دل کسی برداشتن

تأییدنشده

die Wiederbelebung جمع: die Wiederbelebungen اسم

اسم

  • دست از دل کسی برداشتندَست از دِلِ کِسی بَرداشتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را به حال خود گذاشتنکِسی را به حالِ خود گُذاشتَنتأییدنشده

دستور زبانِ Wiederbelebung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Wiederbelebung
جمع
die Wiederbelebungen
تلفظ
[ˈviːdɐbəˌleːbʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Wiederbelebungحالت نهادی، مفرد
  • Wiederbelebungenحالت نهادی، جمع
  • Wiederbelebungحالت اضافی، مفرد
  • Wiederbelebungenحالت اضافی، جمع
  • Wiederbelebungحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Wiederbelebungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Wiederbelebungحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Wiederbelebungenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها