فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رقیب

تأییدنشده

raġib[ɹæ.ʁíːb̥]

der Widersacher جمع: die Widersacher اسم

اسم

  • رقیبraġibرَقیب[ɹæ.ʁíːb̥](opponent)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حریفharifحَریف[hæ.ɹíːf](opponent)تأییدنشده
  • هماوردhamâvard(opponent)تأییدنشده

دستور زبانِ Widersacher

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Widersachers
جمع
die Widersacher
تلفظ
[ˈviːdɐˌzaxɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Widersachersحالت اضافی، مفرد
  • Widersachernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Ungeduld ist der sichere Widersacher im Erfolg.

بی‌صبری مطمئن‌ترین خصم موفقیت است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2769363), cojiluc (fa #7564728), tatoeba.org
منابع و مجوزها