قوچ
ġuč[quːt͡ʃʰ]
اسم
- قوچ
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- برج حمل
اسم خاص
- بره
دستور زبانِ Widder
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Widders
- جمع
- die Widder
- تلفظ
- [ˈvɪdɐ]
همهٔ صورتها
- Widders
- Widdern
اسم خاص
مثالها
Der Pfarrer liebt seine Herde, doch die Schafe mehr als die Widder.
کشیش گلهاش را دوست دارد، اما میشها را بیش از بزها.
Das hier ist kein Widder, sondern eine Ziege!
این یک قوچ نیست، بلکه یک بز است.