فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گزارش دهنده تخلف

تأییدنشده

der Whistleblower جمع: die Whistleblower اسم

اسم

  • گزارش دهنده تخلفتأییدنشده

دستور زبانِ Whistleblower

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Whistleblowers
جمع
die Whistleblower
تلفظ
[ˈwɪsl̩ˌblɔʊ̯ɐ], [ˈvɪsl̩ˌbloːɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Whistleblowerحالت نهادی، مفرد
  • Whistleblowerحالت نهادی، جمع
  • Whistleblowersحالت اضافی، مفرد
  • Whistleblowerحالت اضافی، جمع
  • Whistleblowerحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Whistleblowernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Whistleblowerحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Whistleblowerحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها