فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دستگاه

تأییدنشده

dastgâh[d̪æst̪ʰ.ɡɒ́ːʰ]

der Werktisch جمع: die Werktische اسم

اسم

  • دستگاهdastgâhدَستگاه[d̪æst̪ʰ.ɡɒ́ːʰ](sturdy table)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • میز کار(sturdy table)تأییدنشده

دستور زبانِ Werktisch

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Werktisches, des Werktischs
جمع
die Werktische
تلفظ
[ˈvɛʁkˌtɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • Werktischحالت نهادی، مفرد
  • Werktischeحالت نهادی، جمع
  • Werktischesحالت اضافی، مفرد
  • Werktischsحالت اضافی، مفرد
  • Werktischeحالت اضافی، جمع
  • Werktischحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Werktischeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Werktischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Werktischحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Werktischeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها