کارخانه
kârxâne[kʰɒːɹ.xɒː.ne]
اسم
- کارخانه
- اثر
- کار
- فابریکه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اعمال
- کردار
- کارگاه
- فابریک
دستور زبانِ Werk
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Werks, des Werkes
- جمع
- die Werke
- تلفظ
- [vɛʁk]
همهٔ صورتها
- Werke
- Werks
- Werkes
- Werke
- Werke
- Werken
- Werke
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Nicht jede Besserung ist Tugend, oft ist sie nur das Werk der Zeit ...
نه هر بهتر شدنی فضیلت است، زیرا بعضی بهتر شدنها اغلب فقط بر اثر گذشت زمان هستند.
Die Zukunft eines Kindes ist das Werk seiner Mutter.
آیندهٔ یک فرزند، کار مادرش است.
Das Werk ist urheberrechtlich geschützt.
این اثر تحت حمایت حقوق مؤلف است.
Das große Glück ist wie ein Mosaik: ein Werk aus vielen kleinen bunten Steinen.
بخت بلند مانند یک کاشی است: یک اثر از بسیاری سنگ رنگارنگ کوچک.
Ein klassisches Werk ist ein Buch, das die Leute loben, aber nie lesen.
یک اثر کلاسیک یک کتاب است که مردم آن را تحسین میکنند، اما هرگز نمیخوانند.
Das Werk sollte immer ein wenig schlauer sein als der Autor.
اثر باید همیشه کمی هوشمندانهتر از مؤلف باشد.
Der wahre Künstler stellt sich die Frage gar nicht, ob sein Werk verstanden werden wird oder nicht.
هنرمند حقیقی این سؤال را برای خود مطرح نمیکند که آیا اثرش قابل فهم خواهد بود یا نه.
Vollende dein Werk.
کارت را خاتمه بده.
Geniale Menschen beginnen große Werke, fleißige Menschen vollenden sie.
انسانهای درخشان کارهای بزرگ را شروع میکنند، انسانهای زرنگ آنها را خاتمه میدهند.
Er kennt nicht nur die Werke der Klassiker, sondern auch die der zeitgenössischen Autoren.
او نه تنها با نویسندگان کلاسیک، بلکه با نویسندگان معاصر نیز آشناست.