فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قهرمان جهان

تأییدنشده

der Weltmeister جمع: die Weltmeister اسم

اسم

  • قهرمان جهانقَهرَمانِ جَهانتأییدنشده

دستور زبانِ Weltmeister

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Weltmeisters
جمع
die Weltmeister
تلفظ
[ˈvɛltˌmaɪ̯stɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Weltmeisterحالت نهادی، مفرد
  • Weltmeisterحالت نهادی، جمع
  • Weltmeistersحالت اضافی، مفرد
  • Weltmeisterحالت اضافی، جمع
  • Weltmeisterحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Weltmeisternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Weltmeisterحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Weltmeisterحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Heutzutage sind Studenten Weltmeister im Prokrastinieren.

امروزه دانشجویان قهرمانان تعلل هستند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Plusquamperfekt (de #3157127), cojiluc (fa #11529087), tatoeba.org
منابع و مجوزها