فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سفیدپوست

تأییدنشده

sefid-pust[se.fiːd̪.pʰuːst̪ʰ]

die Weiße جمع: die Weiße, die Weißen اسم

اسم

  • سفیدپوستsefid-pust[se.fiːd̪.pʰuːst̪ʰ]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فرنگیfarangi[fæ.ɹæɲ.ɡʲíː](person of European descent)دریتأییدنشده

دستور زبانِ Weiße

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Weißer, der Weißen, der Weiße
جمع
die Weiße, die Weißen
تلفظ
[ˈvaɪ̯sə]
همهٔ صورت‌ها
  • Weißeحالت نهادی، مفرد
  • Weißeحالت نهادی، جمع
  • Weißerحالت اضافی، مفرد
  • Weißerحالت اضافی، جمع
  • Weißerحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Weißenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Weißeحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Weißeحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Weißenحالت نهادی، جمع
  • Weißenحالت اضافی، مفرد
  • Weißenحالت اضافی، جمع
  • Weißenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Weißenحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Weißeحالت اضافی، مفرد
  • Weißeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Dan ließ durchblicken, dass er an die Überlegenheit der Weißen glaubt.

دن اشاره کرد که او به برتری سفیدپوستان اعتقاد دارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #5159054), AsliAbbasi (fa #5159305), tatoeba.org
منابع و مجوزها