راه
râh[ɹɒːʱ]
اسم
- راه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جاده
- گذر
- مالرو
- مسیر
دستور زبانِ Weg
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Wegs, des Weges
- جمع
- die Wege
- تلفظ
- [veːk]
همهٔ صورتها
- Wege
- Wegs
- Weges
- Wege
- Wege
- Wegen
- Wege
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Geh deinen Weg und lass die Leute reden!
راهت را برو و بگذار مردم حرفشان را بزنند!
Nichts versperrt unseren Weg.
هیچ چیز مانع راه ما نمیشود.
Dieser Weg ist sehr schmal.
این راه خیلی باریک است.
Fleiß ist der Weg zum Erfolg.
پشتکار راه موفقیت است.
Nur wer sein Ziel kennt, findet den Weg.
فقط کسی که مقصد را بشناسد، راه را پیدا میکند.
Leite uns auf rechtem Wege.
ما را به راه راست هدایت کن.
Bleib auf dem rechten Weg.
در راه راست بمان.
Ich werde von meinem Weg nie abweichen.
من هرگز از راهم منحرف نخواهم شد.
Das Ziel ist fiktiv, der Weg planbar.
مقصد خیالیست، مسیر قابل برنانهریزی است.
Lächeln ist ein billiger Weg um schöner zu sein.
لبخند یک راه ارزان برای زیباتر بودن است.