نساجی
اسم
- نساجی
دستور زبانِ Weben
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Webens
- تلفظ
- [ˈveːbn̩]
همهٔ صورتها
- Webens
مثالها
Diplomatie ist wie das Weben eines Teppichs - der Fortschritt kommt nur millimeterweise.
دیپلماسی مانند بافتن قالی است، هر گام رو به جلو میلیمتری حاصل میشود.
Sie war mit Weben beschäftigt.
او مشغول بافتن بود.