فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نساجی

تأییدنشده

das Weben اسم

اسم

  • نساجینَساجیتأییدنشده

دستور زبانِ Weben

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Webens
تلفظ
[ˈveːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Webensحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

Diplomatie ist wie das Weben eines Teppichs - der Fortschritt kommt nur millimeterweise.

دیپلماسی مانند بافتن قالی است، هر گام رو به جلو میلیمتری حاصل می‌شود.

Sie war mit Weben beschäftigt.

او مشغول بافتن بود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #6456296), cojiluc (fa #8139445), tatoeba.org
  2. ۲: Yorwba (de #7764960), manelie (fa #12186631), tatoeba.org
منابع و مجوزها