فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حیوان آبزی

تأییدنشده

das Wassertier جمع: die Wassertiere اسم

اسم

  • حیوان آبزیحِیوانِ آبزیتأییدنشده

دستور زبانِ Wassertier

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Wassertieres, des Wassertiers
جمع
die Wassertiere
تلفظ
[ˈvasɐˌtiːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Wassertiereحالت نهادی، جمع
  • Wassertieresحالت اضافی، مفرد
  • Wassertiersحالت اضافی، مفرد
  • Wassertiereحالت اضافی، جمع
  • Wassertiereحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Wassertierenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Wassertiereحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها