فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گیاه آبزی

die Wasserpflanze جمع: die Wasserpflanzen اسم

اسم

  • گیاه آبزیگیاهِ آبزی

دستور زبانِ Wasserpflanze

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Wasserpflanze
جمع
die Wasserpflanzen
تلفظ
[ˈvasɐˌp͡flant͡sə]
همهٔ صورت‌ها
  • Wasserpflanzeحالت نهادی، مفرد
  • Wasserpflanzenحالت نهادی، جمع
  • Wasserpflanzeحالت اضافی، مفرد
  • Wasserpflanzenحالت اضافی، جمع
  • Wasserpflanzeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Wasserpflanzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Wasserpflanzeحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Wasserpflanzenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها