خندق
تأییدنشده
xandaq[xæn̪.d̪æɢ̥]
der Wassergraben جمع: die Wassergräben اسم
اسم
- خندقxandaq[xæn̪.d̪æɢ̥](defensive ditch)(moat)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پارگینpârgin[pʰɒːɹ.ɡʲíːn](defensive ditch)(moat)obsoleteتأییدنشده
- آبراهâb-râh[ʔɒːb.ɹɒ́ːʰ]تأییدنشده
- جویjuyتأییدنشده
- آبکندâbkandآبکَند[ʔɒːb.kʰʲæn̪d̪̥]تأییدنشده
- مسیلمَسیلتأییدنشده
دستور زبانِ Wassergraben
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Wassergrabens
- جمع
- die Wassergräben
- تلفظ
- [ˈvasɐɡʁaːbn̩]
همهٔ صورتها
- Wassergräbenحالت نهادی، جمع
- Wassergrabensحالت اضافی، مفرد
- Wassergräbenحالت اضافی، جمع
- Wassergräbenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Wassergräbenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاعها