فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خندق

تأییدنشده

xandaq[xæn̪.d̪æɢ̥]

der Wassergraben جمع: die Wassergräben اسم

اسم

  • خندقxandaq[xæn̪.d̪æɢ̥](defensive ditch)(moat)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پارگینpârgin[pʰɒːɹ.ɡʲíːn](defensive ditch)(moat)obsoleteتأییدنشده
  • آبراهâb-râh[ʔɒːb.ɹɒ́ːʰ]تأییدنشده
  • جویjuyتأییدنشده
  • آبکندâbkandآبکَند[ʔɒːb.kʰʲæn̪d̪̥]تأییدنشده
  • مسیلمَسیلتأییدنشده

دستور زبانِ Wassergraben

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Wassergrabens
جمع
die Wassergräben
تلفظ
[ˈvasɐɡʁaːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Wassergräbenحالت نهادی، جمع
  • Wassergrabensحالت اضافی، مفرد
  • Wassergräbenحالت اضافی، جمع
  • Wassergräbenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Wassergräbenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها