فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لیف

lif[liːf]

der Waschlappen جمع: die Waschlappen اسم

اسم

  • لیفlif[liːf](cloth used to wash)(dried fibrous interior used as a sponge)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کیسه حمامتأییدنشده
  • دستمال شوئیدَستمال شوئیتأییدنشده

دستور زبانِ Waschlappen

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Waschlappens
جمع
die Waschlappen
تلفظ
[ˈvaʃˌlapn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Waschlappenحالت نهادی، مفرد
  • Waschlappenحالت نهادی، جمع
  • Waschlappensحالت اضافی، مفرد
  • Waschlappenحالت اضافی، جمع
  • Waschlappenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Waschlappenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Waschlappenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Waschlappenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها