فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جوشیدن

تأییدنشده

die Wallung جمع: die Wallungen اسم

اسم

  • جوشیدن(point at which fluid begins to change to a vapour)تأییدنشده

دستور زبانِ Wallung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Wallung
جمع
die Wallungen
تلفظ
[ˈvalʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Wallungenحالت نهادی، جمع
  • Wallungenحالت اضافی، جمع
  • Wallungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Wallungenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

jem. in Wallung bringen

آتش کسی را افروختن

du kommst in Wallung

آتش بجانت می گیرد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها