فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ابقاء

تأییدنشده

die Wahrung اسم

اسم

  • ابقاءاِبقاءتأییدنشده

دستور زبانِ Wahrung

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Wahrung
تلفظ
[ˈvaːʁʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Wahrungحالت نهادی، مفرد
  • Wahrungحالت اضافی، مفرد
  • Wahrungحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Wahrungحالت مفعولی مستقیم، مفرد

مثال‌ها

Die Wahrung des Weltfriedens ist eines der Hauptanliegen der Vereinten Nationen.

حفظ صلح جهانی یکی از اهداف اصلی سازمان ملل متحد است.

Schutz und Wahrung einer Tradition

حفظ و حراست سنت

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #6083957), cojiluc (fa #12235472), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها