فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سلاح

تأییدنشده

selâh[se.lɒːʱ]

Waffen اسم

اسم

  • سلاحselâhسَلاح[se.lɒːʱ](weapons collectively)pluralتأییدنشده

دستور زبانِ Waffen

اسم

حرف تعریف ذکر نشده است

جمع ذکر نشده است

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Tränen sind die Waffen eines Kindes.

اشکها سلاحهای یک کودک هستند.

Keinen Einsatz von Waffen!

استفاده از اسلحه ممنوع!

Die Anwendung chemischer Waffen ist ein Kriegsverbrechen.

استفاده از سلاح‌های شیمیایی یک جنایت جنگی است.

Ich weiß nicht, mit welchen Waffen der dritte Weltkrieg geführt werden wird, aber beim vierten werden es Stöcke und Steine sein.

من نمی دانم درجنگ جهانی سوم چه اسلحه هایی بکار می رود اما می دانم که در جنگ جهانی چهارم سلاح های جنگ چوب و سنگ خواهد بود

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1312540), cojiluc (fa #8127482), tatoeba.org
  2. ۲: list (de #6103506), cojiluc (fa #6953059), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #6000168), cojiluc (fa #10729376), tatoeba.org
  4. ۴: MUIRIEL (de #611789), mohsen660 (fa #1440473), tatoeba.org
منابع و مجوزها