گرما
garmâ[ɡʲæɹ.mɒ́ː]
die Wärme
- حالت اضافی:
- der Wärme
۱Eisen leitet Wärme recht gut.
آهن گرما را به اندازه کافی خوب منتقل میکند.
اسم
- گرما
- حرارت
- گرمی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- داغی
دستور زبانِ Wärme
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Wärme
- تلفظ
- [ˈvɛʁmə]
همهٔ صورتها
- Wärme
- Wärme
- Wärme
- Wärme
مثالها
۲Wer die Wärme liebt, muss den Rauch dulden.
کسی که گرما را دوست دارد باید دود را تحمل کند.
۱Eisen leitet Wärme recht gut.
آهن گرما را به اندازه کافی خوب منتقل میکند.
۳Die Wintersonne spendet nur ein bisschen Wärme.
آفتاب زمستان فقط کمی گرم میکند.
۴Wärme ist eine Energieform.
گرما یک شکل از انرژی است.
۵Die Sonne spendet uns Licht und Wärme.
خورشید به ما روشنی و گرما می بخشد.