فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پیش فروش

تأییدنشده

der Vorverkauf جمع: die Vorverkäufe اسم

اسم

  • پیش فروشپیش فُروشتأییدنشده

دستور زبانِ Vorverkauf

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Vorverkaufes, des Vorverkaufs
جمع
die Vorverkäufe
تلفظ
[ˈfoːɐ̯fɛɐ̯ˌkaʊ̯f]
همهٔ صورت‌ها
  • Vorverkaufحالت نهادی، مفرد
  • Vorverkäufeحالت نهادی، جمع
  • Vorverkaufesحالت اضافی، مفرد
  • Vorverkaufsحالت اضافی، مفرد
  • Vorverkäufeحالت اضافی، جمع
  • Vorverkaufحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Vorverkaufeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Vorverkäufenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Vorverkaufحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Vorverkäufeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

im Vorverkauf die Karten besorgen

بلیت را پیش خرید کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها