بیعانه
اسم
- بیعانه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مساعده
- پیش پرداخت
دستور زبانِ Vorschuss
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Vorschusses
- جمع
- die Vorschüsse
- تلفظ
- [ˈfoːɐ̯ˌʃʊs]
همهٔ صورتها
- Vorschüsse
- Vorschusses
- Vorschüsse
- Vorschusse
- Vorschüssen
- Vorschüsse
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Sie bekam eine große Summe als Vorschuss auf ihren nächsten Roman.
او مبلغ زیادی به عنوان پیش پرداخت برای رمان آیندهاش دریافت کرد.