فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیعانه

تأییدنشده

der Vorschuss جمع: die Vorschüsse اسم

اسم

  • بیعانهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مساعدهمُساعِدهتأییدنشده
  • پیش پرداختپیش پَرداختتأییدنشده

دستور زبانِ Vorschuss

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Vorschusses
جمع
die Vorschüsse
تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌʃʊs]
همهٔ صورت‌ها
  • Vorschüsseحالت نهادی، جمع
  • Vorschussesحالت اضافی، مفرد
  • Vorschüsseحالت اضافی، جمع
  • Vorschusseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Vorschüssenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Vorschüsseحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Sie bekam eine große Summe als Vorschuss auf ihren nächsten Roman.

او مبلغ زیادی به عنوان پیش پرداخت برای رمان آینده‌اش دریافت کرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: PeterR (de #1507652), cojiluc (fa #12866576), tatoeba.org
منابع و مجوزها