فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

امتیاز

تأییدنشده

emtiyâz[ʔem.t̪ʰi.jɒ́ːz]

das Vorrecht جمع: die Vorrechte اسم

اسم

  • امتیازemtiyâzاِمتیاز[ʔem.t̪ʰi.jɒ́ːz]تأییدنشده

دستور زبانِ Vorrecht

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Vorrechtes, des Vorrechts
جمع
die Vorrechte
تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌʁɛçt]
همهٔ صورت‌ها
  • Vorrechtحالت نهادی، مفرد
  • Vorrechteحالت نهادی، جمع
  • Vorrechtesحالت اضافی، مفرد
  • Vorrechtsحالت اضافی، مفرد
  • Vorrechteحالت اضافی، جمع
  • Vorrechtحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Vorrechteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Vorrechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Vorrechtحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Vorrechteحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

es war mir ein Vorrecht, Sie zu sehen

از دیدن شما فیض بردم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها