فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ولی

vali[væ.líː]

der Vormund جمع: die Vormunde, die Vormünder اسم

اسم

  • ولیvaliوَلی[væ.líː]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قیمġeyyemقَیُم[qej.jém]تأییدنشده
  • للهlaleلَله[læ.le]تأییدنشده
  • وصیوَصیتأییدنشده

دستور زبانِ Vormund

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Vormunds, des Vormundes
جمع
die Vormunde, die Vormünder
تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌmʊnt]
همهٔ صورت‌ها
  • Vormundeحالت نهادی، جمع
  • Vormünderحالت نهادی، جمع
  • Vormundsحالت اضافی، مفرد
  • Vormundesحالت اضافی، مفرد
  • Vormundeحالت اضافی، جمع
  • Vormünderحالت اضافی، جمع
  • Vormundenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Vormündernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Vormundeحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Vormünderحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Geld will einen guten Vormund haben.

پول نیاز به یک قیم خوب دارد.

Geld will einen guten Vormund haben.

پول نیاز به یک سرپرست خوب دارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #3135636), cojiluc (fa #10283616), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #3135636), cojiluc (fa #10283617), tatoeba.org
منابع و مجوزها