فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قصد

تأییدنشده

ġasd[qæsd̪̥]

das Vorhaben جمع: die Vorhaben اسم

اسم

  • قصدġasdقَصد[qæsd̪̥]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نیتniyat[ni.jǽt̪ʰ]تأییدنشده

دستور زبانِ Vorhaben

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Vorhabens
جمع
die Vorhaben
تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌhaːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Vorhabenحالت نهادی، مفرد
  • Vorhabenحالت نهادی، جمع
  • Vorhabensحالت اضافی، مفرد
  • Vorhabenحالت اضافی، جمع
  • Vorhabenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Vorhabenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Vorhabenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Vorhabenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Die Verstaatlichung der natürlichen Ressourcen ist ein wichtiges Vorhaben im Programm der neuen Regierung.

ملی شدن منابع طبیعی یک پروژهٔ مهم در برنامهٔ دولت جدید است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1322404), cojiluc (fa #11688051), tatoeba.org
منابع و مجوزها