فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تدارک

tadârok[t̪ʰæ.d̪ɒː.ɹókʰʲ]

die Vorbereitung جمع: die Vorbereitungen اسم

اسم

  • تدارکtadârokتَدارُک[t̪ʰæ.d̪ɒː.ɹókʰʲ](act of preparing)
  • آمادگیآمادِگی(act of preparing)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تهیهtahiyyeتَهیه[t̪ʰæ.ɦi.je](act of preparing)تأییدنشده

دستور زبانِ Vorbereitung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Vorbereitung
جمع
die Vorbereitungen
تلفظ
[ˈfoːɐ̯bəˌʁaɪ̯tʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Vorbereitungenحالت نهادی، جمع
  • Vorbereitungenحالت اضافی، جمع
  • Vorbereitungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Vorbereitungenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wo das Herz reden darf, braucht es keiner Vorbereitung.

جایی که دل باید سخن بگوید هیچ نیازی به آماده سازی ندارد.

ich brauche 1 Tag zur Vorbereitung

یک روز باید مشغول ترتیب دادن کارها باشم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #11132461), cojiluc (fa #12930634), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها