فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بدر

badr[bæd̪ɹ]

der Vollmond جمع: die Vollmonde اسم

اسم

  • بدرbadrبَدر[bæd̪ɹ](phase of moon when in opposition to sun)(full moon)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ماه تمامماهِ تَمامتأییدنشده
  • ماه کاملتأییدنشده
  • پرماهparmâh(phase of moon when in opposition to sun)تأییدنشده

دستور زبانِ Vollmond

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Vollmondes, des Vollmonds
جمع
die Vollmonde
تلفظ
[ˈfɔlˌmoːnt]
همهٔ صورت‌ها
  • Vollmondeحالت نهادی، جمع
  • Vollmondesحالت اضافی، مفرد
  • Vollmondsحالت اضافی، مفرد
  • Vollmondeحالت اضافی، جمع
  • Vollmondeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Vollmondenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Vollmondeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Morgen werden wir Vollmond haben.

فردا ما یک ماه تمام فواهیم داشت.

Heute Nacht ist Vollmond.

امشب ماه تمام است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1239559), cojiluc (fa #8140101), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #3709151), cojiluc (fa #8357318), tatoeba.org
منابع و مجوزها