پرنده
parande[pʰæ.ɹǽn̪.d̪e]
اسم
- پرنده
- مرغ
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جیگر
دستور زبانِ Vogel
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Vogels
- جمع
- die Vögel
- تلفظ
- [ˈfoːɡl̩]
همهٔ صورتها
- Vögel
- Vogels
- Vögel
- Vögeln
- Vögel
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Nicht alle Vögel bauen Nester.
همهٔ پرندگان آشیانه نمیسازند.
Das Mädchen ließ den Vogel entkommen.
دختر گذاشت پرنده فرار کند.
Das ist ein seltener Vogel.
آن یک پرندهٔ نادر است.
Alle Vögel sind zweibeinig.
همهٔ مرغان دوپا هستند.
An den Federn erkennt man den Vogel.
پرنده را از پر میتوان شناخت.
Was für eine Sorte Vogel ist das?
این چه نوع پرندهای است؟
Federn machen den Vogel flügge, Geld den Mann.
پرها پرنده را به پرواز در میآورند، پول آدم را.
Der Vogel suchte nach Würmern.
پرنده به دنبال جستجوی کرمها بود.
Die Vögel bauen im Frühling ihr Nest.
پرنده ها در بهار لانه خودشان رو می سازند.
Ich bin kein Vogel, aber ich wäre gern einer.
من پرنده نیستم، ولی دوست داشتم میبودم.