فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دید

تأییدنشده

die Vision جمع: die Visionen اسم

اسم

  • دید(معنویت)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • الهامelhâmاِلهام[ʔel.hɒːm]تأییدنشده
  • رؤیاro'yâ[ɹoʔ.jɒː]تأییدنشده
  • وحیvahyوَحی[væɦj]تأییدنشده

دستور زبانِ Vision

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Vision
جمع
die Visionen
تلفظ
[viˈzi̯oːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Visionenحالت نهادی، جمع
  • Visionenحالت اضافی، جمع
  • Visionenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Visionenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Es fehlt eine langfristige Vision für Europa.

کمبود یک چشم‌انداز درازمدت برای اروپا وجود دارد.

Vision ist die Kunst, Unsichtbares zu sehen.

بصیرت هنر دیدن غیر قابل رؤیت‌ها است..

mitreißende Vision der Brüderlichkeit

رویائی چنان الهام انگیز دربارهٔ برادری

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #2175464), cojiluc (fa #7830155), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1311080), cojiluc (fa #8224379), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها