فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

موش دوانی کردن

تأییدنشده

Verwirrung stiften
عبارت

مثال با Verwirrung stiften

۱Verwirrung stiften und ausnutzen

آب را گل آلود می کند ماهی بگیرد

تأییدنشده

عبارت

  • موش دوانی کردنموش دَوانی کَردَنتأییدنشده

مثال‌ها

۱Verwirrung stiften und ausnutzen

آب را گل آلود می کند ماهی بگیرد

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها