فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اطمینان حاصل می شود

تأییدنشده

Vertrauen fassen
عبارت

عبارت

  • اطمینان حاصل می شوداِطمینان حاصِل می شَوَدتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دل کسی قرص می شوددِلِ کِسی قُرص می شَوَدتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها