مخفی گاه
اسم
- مخفی گاه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بزخو
- محل اختفاء
- کمینگاه
- پس و پناه
- رو پوشانی
دستور زبانِ Versteck
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Verstecks, des Versteckes
- جمع
- die Verstecke
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈʃtɛk]
همهٔ صورتها
- Verstecke
- Verstecks
- Versteckes
- Verstecke
- Verstecken
- Verstecke
مثالها
der Tod kommt aus seinem Versteck und greift nach mir
آجل از کمین در آید که منم
sich aus dem Versteck begeben
خودرا آفتابی کردن