فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مخفی گاه

das Versteck جمع: die Verstecke اسم

اسم

  • مخفی گاهمَخفی گاه
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بزخوبُزخوتأییدنشده
  • محل اختفاءمَحَلِ اِختِفاءتأییدنشده
  • کمینگاهکَمینگاهتأییدنشده
  • پس و پناهپَس و پَناه(Rückzugsort)تأییدنشده
  • رو پوشانی(hiding)تأییدنشده

دستور زبانِ Versteck

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Verstecks, des Versteckes
جمع
die Verstecke
تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃtɛk]
همهٔ صورت‌ها
  • Versteckeحالت نهادی، جمع
  • Verstecksحالت اضافی، مفرد
  • Versteckesحالت اضافی، مفرد
  • Versteckeحالت اضافی، جمع
  • Versteckenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Versteckeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

der Tod kommt aus seinem Versteck und greift nach mir

آجل از کمین در آید که منم

sich aus dem Versteck begeben

خودرا آفتابی کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها