فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انعدام

تأییدنشده

das Verschwinden اسم

اسم

  • انعداماِنعِدامتأییدنشده

دستور زبانِ Verschwinden

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Verschwindens
تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃvɪndn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Verschwindensحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

die Kultur wurde zum Verschwinden verurteilt

فرهنگ رو به اضمحلال نهاد

das Verschwinden einer Dynastie

انعدام سلسلهٔ پادشاهان

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها