فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اسراف

die Verschwendung جمع: die Verschwendungen اسم

اسم

  • اسرافاِسراف
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اتلافetlâfاِتلاف[ʔet̪ʰ.lɒ́ːf]تأییدنشده
  • اسراف کاری(lavish or imprudent expenditure)تأییدنشده
  • تبذیرتأییدنشده

دستور زبانِ Verschwendung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Verschwendung
جمع
die Verschwendungen
تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃvɛndʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Verschwendungenحالت نهادی، جمع
  • Verschwendungenحالت اضافی، جمع
  • Verschwendungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Verschwendungenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

jem. zur Verschwendung auffordern

کسی را به اسراف و تبذیر بر انگیختن

منابع و ارجاع‌ها