فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شاتر

تأییدنشده

der Verschluss جمع: die Verschlüsse اسم

اسم

  • شاتر(part of a camera)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چفتچُفت(Vorrichtung zum Zumachen, Sperrvorrichtung)تأییدنشده

دستور زبانِ Verschluss

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Verschlusses
جمع
die Verschlüsse
تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃlʊs]
همهٔ صورت‌ها
  • Verschlüsseحالت نهادی، جمع
  • Verschlussesحالت اضافی، مفرد
  • Verschlüsseحالت اضافی، جمع
  • Verschlusseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Verschlüssenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Verschlüsseحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

um sie unter Verschluss zu halten

برای دربند ماندن آنهاست

Verschluss an der Tasche

سگک

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها