فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تشکیل جلسه دادن

تأییدنشده

Versammlung organisieren
عبارت

عبارت

  • تشکیل جلسه دادنتَشکیلِ جَلَسه دادَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها