فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خیانت

xiyânat[xi.jɒː.nǽt̪ʰ]

der Verrat اسم

اسم

  • خیانتxiyânatخیانَت[xi.jɒː.nǽt̪ʰ](crime of betraying one’s country)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پیمان‌شکنیپِیمانشِکَنی(خیانت)تأییدنشده
  • غداری(crime of betraying one’s country)تأییدنشده

دستور زبانِ Verrat

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Verrats, des Verrates
تلفظ
[fɛɐ̯ˈʁaːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Verratsحالت اضافی، مفرد
  • Verratesحالت اضافی، مفرد
  • Verrateحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد

مثال‌ها

Ich liebe den Verrat, aber ich hasse Verräter.

من خیانت را دوست دارم، اما از خائن متنفرم.

Hinter ihrem Lächeln lauert der Verrat.

پشت یک لبخند، یک خیانت کمین کرده است.

Er übte Verrat.

او خیانتکار شد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2167776), cojiluc (fa #12729113), tatoeba.org
  2. ۲: tarsier (de #4960801), cojiluc (fa #12165170), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #2321212), cojiluc (fa #7963717), tatoeba.org
منابع و مجوزها